مقدمه: گوسفند بلوچی، یکی از مهمترین نژادهای بومی دنبهدار شرق ایران، همواره بهدلیل مقاومت بالا، نیاز غذایی نسبتاً کم و ظرفیت تولیدمثلی پایدار ارزشمند بوده است. با اینحال، حذف زودهنگام دامها همچنان یک چالش اساسی است که بهرهوری گله را کاهش میدهد، هزینههای جایگزینی را افزایش میدهد و فرصتهای بهنژادی را محدود میسازد. در بسیاری از گلههای تجاری، بخش عمدهای از حذفها ناشی از ناکارآمدیهای تولیدمثلی، اختلالات متابولیکی و مشکلات دستگاه گوارش است. با وجود این، ارزیابیهای جامع و بلندمدت در نژادهای بومی ایران هنوز کم است. مواد و روشها: این تحقیق در یک گله تجاری گوسفند بلوچی واقع در شهرستان تربتجام، استان خراسان رضوی انجام شد. رکوردهای عملکرد، سلامت و حذف دامهای بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۲۲ (۱۳۷۵ تا ۱۴۰۱) در تحلیل لحاظ شد. دامها تحت یک چرخه مدیریتی ثابت قرار داشتند که شامل چرا در مرتعهای طبیعی در بهار، چرا در پسچر مزارع در تابستان–پاییز و تغذیه فشرده در زمستان با جیره کاملاً مخلوط (TMR) متشکل از سیلوی ذرت، یونجه و کنسانتره بود. پروتکلهای تغذیه برای میشهای شیرده، آبستن، قوچها و برههای در حال رشد بر اساس نیازهای فیزیولوژیکی تفکیک شده بود. فراوانیها، روندهای زمانی و سهم نسبی علل حذف بهصورت توصیفی ارزیابی شد. مدت طولانی مطالعه و ثبات مدیریتی، امکان پایش دقیق تغییرات سلامت گله و الگوهای حذف در طول زمان را فراهم کرد. نتایج: در طی ۲۶ سال، ۴۸۰ رأس دام حذف شدند که اختلالات تولیدمثلی علت اصلی حذف و شامل 29/52% (۲۵۱ رأس) از کل موارد بود. درمیان اختلالات تولیدمثلی، ناباروری بیشترینسهم (78/53%) را داشت؛ بهدنبال آن سقط جنین (70/26%)، سختزایی (54/15%) و مردهزایی (98/3%) قرار گرفتند. بحث و نتیجهگیری: غلبه اختلالات تولیدمثلی با گزارشهای بینالمللی همسوست و نشان میدهد که تولیدمثل مهمترین عامل اقتصادی تعیینکننده طول عمر میشها در سامانههای فشرده و گسترده است. ناباروری، بهعنوان عامل اصلی، غالباً چندعاملی است و میتواند ناشی از کمبود وضعیت بدنی، عدم تعادل مواد معدنی و ... باشد. سقط جنین نیز که دومین عامل تولیدمثلی بود، با یافتههایجهانی مبنی بر نقش پاتوژنها، کمبودهایتغذیهای، تنش گرمایی یا مسمومیتها مطابقت دارد. افزایش اهمیت اختلالات گوارشی در سالهای اخیر احتمالاً بازتابی از تغییرات ترکیب مراتع، کاهش کیفیت علوفه بهدلیل تغییرات اقلیمی، دگرگونی الگوهای آلودگی انگلی یا تغییر در الگوی تغذیه است. هرچند اختلالات متابولیکی شیوع کمتری دارند، اما بهدلیل سرعت پیشرفت بیماری و هزینههای بالای درمان، نقاط بحرانی مداخله محسوب میشوند. این ارزیابی بلندمدت، تصویری جامع و دقیق از عوامل حذف در گوسفند بلوچی تحت تولید نیمهمتمرکز ارائه میدهد. یافتهها چند اولویت کلیدی را برای بهینهسازی گله نشان میدهد: بهبود مدیریت تولیدمثل، تقویت برنامههای تغذیهای، بهبود مدیریت سلامت دستگاه گوارش و بهینهسازی محیط و زیرساختها برای کاهش آسیبها. با اجرای این اقدامات، میتوان بهطور قابلتوجهی نرخ حذف زودهنگام را کاهش داد، طول عمر را افزایش داد و پیامدهای اقتصادی و ژنتیکی مطلوبتری در سامانههای پرورش گوسفند بلوچی بهدست آورد.